نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز،تبریز،ایران
2 دانشگاه تبریز
3 دانشیار دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی دانشگاه تبریز،تبریز،ایران
چکیده
تازه های تحقیق
فضاهای شهری در برآورده ساختن نیازهای اجتماعی و فردی کودکان نقش منحصر بهفردی دارند. امروزه در اثر توسعه و گسترش روزافزون شهرهای کوچک و بزرگ حقوق کودکان در دسترسی به فضاهای شهری مطلوب نقض شده است. در شرایطی که بیش از نیمی از کودکان دنیا در محیطهای شهری زندگی میکنند و فضاهای شهری بخش عمدهای از زمان و محیط زندگی روزمره کودکان را به خود اختصاص میدهند؛ ارتقای کیفیت این فضاها متناسب با کودک در سلامت و رشد قوای جسمی، تقویت تعاملات اجتماعی و همبستگیهای گروهی و پرورش خلاقیت در کودکان و پرورش شهروندانی فعال، مطالبه گر و انتقال هویت و فرهنگ به نسلهای بعدی مؤثر باشد. علی رقم اهمیت موضوع و ابعاد سازنده آن در شهر، توجه چندانی به آن نشده است. امروزه رویکرد شهر دوستدار کودک با این هدف مطرح شده است، اما چگونگی توجه به کودک، ابعاد، معیارها و شاخصها و عوامل پیشبرنده آن در فضاهای شهری تفسیر مطلوبی نشده است. با توجه به این امر همراهسازی و ادغام برنامهریزی شهر دوستدار کودک با رویکرد آیندهپژوهی میتواند برای حل مشکلات نوین شهری مفید واقع شود. بطوریکه رویکرد آینده پژوهی بهعنوان نوشدارویی برای مقابله با انواع مشکلات و مکملی در برنامهریزیها استفاده میگردد. آیندهپژوهی بهعنوان بعدی مکمل در برنامهریزی استراتژیک سعی در برطرف نمودن چالشهای موجود و تحقق رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی با در نظر داشتن دغدغههای زیستمحیطی دارد و برنامهریزی شهر دوستدار کودک با رویکرد آیندهپژوهی بهعنوان رویکردی نوین، فرآیندی است که منجر به نتیجه پایدار عمل برنامهریزی خواهد شد. در این میان شهر اردبیل با توسعه بیرویه؛ باعث تشدید مسائل اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی در سطح شهر گردیده است. نتیجه این شرایط برهم خوردن تعادل و پایداری اجتماعی و زیستی و نابرابریهای فضایی بوده است و عدم وجود ظرفیتهای لازم جهت توسعه هماهنگ، ناپایداری شهر بهویژه برای کودکان را بهدنبال داشته است. بنابراین آنچه ضروری است تجدیدنظر در رویکردهای کلانِ مدیریتی و بهکارگیری ابزارهای جدید (شهر دوستدار کودکان) در برنامهریزی است. برای نیل به این هدف در سطح شهر اردبیل لازم است، عوامل کلیدی و نیروهای پیشران برنامهریزی شهر دوستدار کودک شناسایی شوند. در این پژوهش، متغیرهای بهدست آمده از روش دلفی، توسط خبرگان و با استفاده از روش تحلیل تاثیرات متقابل در محیط نرمافزار میکمک و در راستای شناسایی نیروهای پیشران شهر دوستدار کودک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و این نتایج به دست آمد:
سیستم اداری، قوانین و دستورالعملها، عدالت محوری و ایمنی و امنیت، بالاترین رتبههای تأثیرگذاری و متغیرهای حمل و نقل و تحرک مستقل و آزادانه، هویت بخشی فرهنگی، تاریخی و مذهبی و فضای سبز دوستانه بالاترین رتبههای تأثیرپذیری کلی را داشتهاند.
نتایج در خصوص متغیرهای دارای قدرت تعیینکنندگی با اثرات مستقیم نیز نشان داده که از بین 15 متغیر پژوهش تعداد 7 متغیر در محدوده یا شرایط تاثیرگذاری و تاثیرپذیری مستقیم قرار گرفتهاند، که از این بین متغیرهای سیستم اداری، قوانین و دستورالعملها، عدالت محوری و ایمنی و امنیت، ایجاد و طراحی محیطهای تفریح و سرگرمی و جاذب برای کودکان و تفویض مسئولیت به سطوح پایین، اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم و غیر مستقیم مبثت دارند و جزو متغیرهای دارای قدرت تعیین کنندگی بالا میباشند و در واقع نیروهای پیشران شهر دوستدار کودک هستند و به عنوان متغیرهای یا نیروهای پیشران برنامهریزی شهر دوستدار کودک انتخاب شده است، اما هیچکدام از متغیرهای این تحقیق، جزو متغیرهای استرتژیک به دست نیامدند و نحوه پراکنش متغیرها در محورهای تاثیرگذاری- تاثیرپذیری مستقیم و غیرمستقیم، نشان از ناپایداری سیستم میباشد. آینده پژوهی سعی دارد درونگریها و عواقب تصمیمات مختلف را مشخص کند تا ارزشها و روندهای مشخصی را ارتقاء دهد و یا مورد سوال قرار دهد، آینده پژوهی ادعا میکند حتی ارزشها میتوانند به صورت مختلفی مورد بحث و مطالعه قرار گیرند. در نهایت، میتوان به این شکل نتیجهگیری کرد که هرگونه برنامهریزی جهت ایجاد شهر دوستدار کودک باید به نقش کلیدی و اساسی این عوامل(متغیرها) توجه نمود. این متغیرها دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی هستند و اولویت اول در برنامهریزی شهر دوستدار کودکان به حساب میآیند.
با توجه به یافتههای حاصل از پژوهش و شناسایی عوامل پیشران جهت پیشبرد بهتر و دوستدار کودک بودن شهر با تآکید بر رویکرد آینده پژوهشی پیشنهادات زیر ارائه می گردد:
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Therefore, by evaluating the driving factors of a child-friendly city, it is possible to achieve the higher goal of urban planning, which is spatial justice, and provide a suitable platform for cities to be child-friendly. In this regard, the main goal of this research is to identify the key factors and driving forces of the child-friendly city in Ardabil with a future research approach. The current research is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of nature and method. The statistical population of the research includes researchers in the field of urban planning in Ardabil city. The sample size was obtained by the snowball sampling method of 50 people (with theoretical saturation) and Micmac software was used to analyze the data of this research. The findings of the research show that the variables of laws and instructions, strategic insight, administrative system, delegation of responsibility and legality, have the highest ranking of influence and variables of social trust, participation of residents, collective agreement, security and delegation of responsibility, the highest ranking of influence. They have the general adaptability. In general, among the 15 variables investigated in this research, 7 variables are the administrative system, rules and guidelines, central justice and safety and security, creating and designing entertainment and attractive environments for children and delegating responsibility to lower levels, as Promoters of the child-friendly city in Ardabil have been selected. The result is that any planning in Ardabil city should consider the key role of the mentioned factors. These variables have a high power of influence and low dependence in improving the state of the city and are considered the first priority in planning to create a child-friendly city in Ardabil.
کلیدواژهها [English]
امروزه فضاهای عمومی شهرها بر اساس اصول و معیارهای استفاده بزرگسالان شکل گرفته است و اغلب فضاهای شهری، فاقد کیفیت برای استفاده کودکان و نوجوانان و به دور از مشخصههای یک شهر دوستدار کودک میباشند. بنابراین با ارزیابی عوامل پیشران شهر دوستدار کودک میتوان به یکی از اهداف برنامهریزی شهری یعنی عدالت فضایی دست یافت و بستر مناسبی را برای دوستدار کودک بودن شهرها فراهم نمود. در همین راستا، هدف اصلی این تحقیق شناسایی عوامل کلیدی و نیروهای پیشران شهر دوستدار کودک در شهر اردبیل با رویکرد آیندهپژوهی میباشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق شامل پژوهشگران در حوزه برنامهریزی شهری در شهر اردبیل می باشد. حجم نمونه به روش نمونهگیری گلوله برفی 50 نفر بدست آمده است(با اشباع نظری) و برای تجزیه و تحلیل دادههای این تحقیق از نرمافزار میکمک استفاده شدهاست. یافتههای تحقیق نشان میدهد که متغیرهای قوانین و دستورالعملها، بینش راهبردی، سیستم اداری، تفویض مسئولیت و قانونمندی، بالاترین رتبههای تأثیرگذاری و متغیرهای اعتماد اجتماعی، مشارکت ساکنین، توافق جمعی، امنیت و تفویض مسئولیت، بالاترین رتبههای تأثیرپذیری کلی را داشتهاند. در حالت کلی از میان 15 متغیر بررسی شده این پژوهش، تعداد 7 متغیر سیستم اداری، قوانین و دستورالعملها، عدالت محوری و ایمنی و امنیت، ایجاد و طراحی محیطهای تفریح و سرگرمی و جاذب برای کودکان و تفویض مسئولیت به سطوح پایین، به عنوان عوامل پیشران شهر دوستدار کودک در شهر اردبیل انتخاب شداند. نتیجه اینکه هرگونه برنامهریزی در شهر اردبیل باید نقش کلیدی عوامل مذکور را مورد توجه قرار دهد. این متغیرها در بهبود وضعیت شهر دارای قدرت نفوذ بالا و وابستگی پایینی هستند و اولویت اول در برنامهریزی جهت ایجاد شهر دوستدار کودک در اردبیل به حساب میآیند.