نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه اصفهان
2 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه اصفهان
3 استاد روانشناسی دانشگاه اصفهان
چکیده
تازه های تحقیق
نتایج نشان داد که محیط پویا و خلاقانه که در پیشگیری و درمان افسردگی و بهبود سلامت روان ساکنان شهرها تأثیر دارد، همسو با یافتههای پژوهشهای پیشین هستند؛ زیرا محیط سالم و پویا به واسطۀ ارتقاء کیفیتهای عملکردی، زیستمحیطی و تجربی - زیباشناختی مکانهای شهری بر کیفیت زندگی انسان اثر میگذارد که خودآگاه یا ناخودآگاه بر احساسات، عواطف، رفتارها و ارتقاء سلامت روان مؤثر است. سایر تخصصهای (محیطی و غیرمحیطی) مرتبط با سلامت روان، تأکیدات متفاوتی دارند که به شرح زیر هستند:
در واقع، تعدد حرفههای دخیل، بیانگر تعدد عوامل مؤثر بر افسردگی است، و محیط مصنوع یکی از آنهاست که در تعامل با سایر عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و فردی، احتمال بروز و شیوع این بیماری را افزایش میدهد. محیط مصنوع، از یکسو، تحت تأثیر ساختارهای کلان سیاسی و اجتماعی و زیستبوم جهانی قرار دارد و از سوی دیگر، با خصوصیات فردی و اجتماعی در تعامل است و بدینگونه بر سلامت روان افراد اثر میگذارد. در این رابطه اخیراً پژوهشگران مرکز طراحی شهری و سلامت روان نیز چهار پتانسیل طراحی شهری مرتبط با سلامت روان را ارائه کردهاند که شامل فضاهای سبز، فعال، امن و اجتماعی است. در چارچوب پیشنهادی این پژوهش، دامنه متنوعی از کیفیتهای محیط مرتبط شناسایی شد که مهمترین آنها با بیشترین فراوانی، نفوذپذیری، ایمنی و امنیت، غنای حسی، آسایش اقلیمی، زیبایی و اجتماعپذیری هستند.
طبق یافتههای پژوهش، نتایج آزمون تی تکنمونهای حاکی از آن است که میان مناطق 6 و 7 در اصفهان از لحاظ کیفیت محیط و تأثیر آن بر سلامت روان شهروندان تفاوت قابلتوجهی وجود دارد. میانگین کلی کیفیت محیط شهری در منطقه 6 با نمره 68/3، نسبت به منطقه 7 با میانگین 07/2 در سطح بالاتری قرار دارد. بر همین اساس، کیفیت عملکردی، معنایی و کالبدی به ترتیب در منطقه 6 با ارزش عددی 69/3، 81/3 و 55/3 و در منطقه 7 به ترتیب با ارزش عددی 51/2، 44/2 و 59/1 بهدست آمدند. کیفیت محیطی منطقه 6 نسبت به منطقه 7 به این دلیل بالاتر است که در منطقه 6، کیفیت ساختوسازهای بهتر، فضای سبز گستردهتر، تجهیزات و تأسیسات بهتر و بیشتر، دسترسی به حملونقل کارآمدتر، کیفیت بصری زیبا و غیره موجود است. نتایج میکمک نشان داد که در بین 17 عامل مورد مطالعه، هیچ متغیری بهعنوان متغیر تعیینکننده شناسایی نشد. همچنین متغیرهای وضعیت جمعآوری و دفع زبالههای شهری و وضعیت دوربینهای امنیتی بهعنوان متغیرهای تأثیرپذیر یا نتیجه به دست آمدند.
از طرفی دیگر، محیط مصنوع دارای ارتباط مستقیم و غیرمستقیم با افسردگی و سلامت روان است. در این راستا، مکانیزمهای احتمالی تأثیر غیرمستقیم محیط بر افسردگی شناسایی شد که عموماً با تأثیر بر سایر عوامل خطر بهعنوان عامل میانجی، سلامت روان را تهدید میکنند. مهمترین این عوامل عبارتند از: کمتحرکی، اختلال خواب، استرس و... . نکته قابلتأمل در اکثر پژوهشها، تأکید بر مقیاس فضایی واحد همسایگی است. در واقع، تأکید بر محله، گسستی از رویکردهای متمرکز بر ویژگیهای جمعیتی، به سوی تحلیلهای استوار بر عوامل متعدد از جمله محیط مصنوع در حوزه سلامت است. طبق مطالعات، تأثیر محیط مصنوع بر سلامت روان در این مقیاس و بر افرادی که زمان بیشتری را در محیط میگذرانند، قویتر است.
بنابراین، این نتیجه حاصل میشود که کیفیتهای محیطی ممکن است بر اقشار مختلف، تأثیر متفاوتی داشته باشد چرا که نیازها، توقعات، ادراک و احساسات متفاوتی دارند. برای مثال، یک ویژگی محیطی مثل تراکم مسکونی زیاد برای افراد جوان، فعال و بدون محدودیت فیزیکی، فرصتی برای تعامل و فعالیت بدنی محسوب میشود که تأثیر مثبتی بر سلامت روان و کاهش افسردگی دارد در حالی که برای سالمندان با آستانه تحمل پایینتر میتواند منبع آلودگی صوتی و استرس باشد و به افزایش افسردگی منجر شود. لذا، در رابطه محیط مصنوع و سلامت روان، توجه به خصوصیات فردی، جمعی و بیولوژیکی اهمیت دارد.
سلامت روان مفهومی انتزاعی و ارزیابی نسبیگرا از روابط انسان با خود، جامعه و ارزشهایش است. سلامت روان بهعنوان بخش مرکزی سلامت؛ به معنیای بس فراتر از عدم بیماری روانی اطلاق میشود؛ توانایی زندگی کردن، همراه با شادی، بهرهوری و بدون وجود دردسر میباشد. عوامل محیطی پیرامون، از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر وضعیت روانی افراد میباشند. هر چه در اطراف ما میگذرد و هست، محیط پیرامون ما را تشکیل میدهد. بنابر پژوهش حاضر کیفیت محیطی محل سکونت افراد میتواند بر سطح سلامت روانی آنان تأثیرگذار باشد. طبق یافتههای پژوهش، سطح سلامت روانی افراد در تأثیرپذیری خود از عوامل محیط شهری، بهصورت معنیداری تحت تأثیر کیفیت محیط سکونت آنان میباشد. محیط ساخته شده میتواند بهصورت مستقیم و غیرمستقیم سلامت روانی ما انسانها را تحت تأثیر قرار دهد. وجود پارکها، فضاهای سبز و طبیعی در محلهها و مناطق شهری بر جنبههای دیداری شهری تأثیر مثبتی داشته، میتوانند در ارتقاء سطح سلامت روانی شهروندان مؤثر باشند.
ترس از وقوع جرم و جنایت مشکلات ذهنی و روانی از قبیل استرس و اضطراب را به همراه دارد. دستیابی به امنیت در محلهها و مناطق شهری، از حیث سلامت روانی بسیار حائز اهمیت است. زندگی کردن در محیطهای با ایمنی فیزیکی کم باعث میشود افراد از محیط بیرون دوری کنند، احساس اجتماعی ضعیفی بر محیط حاکم شود، افراد نوعی ترس و اضطراب همیشگی را تجربه نموده و نهایتاً میتواند عاملی در کاهش سطح سلامت روانی افراد باشد. دسترسی مطلوب ساکنین به خدمات در سطح محله میتواند از طریق ارتقاء سطح پاسخگویی عملکردی منطقه، شرایط آسایش افراد را فراهم آورده و عامل رضایتمندی روانی افراد را فراهم آورد.
تحقیق حاضر با تحقیقات مذکور (پیشینه تحقیق) تفاوتها و تشابهتهایی دارد. تفاوت از این جهت که مطالعات مذکور بیشتر به یک بعد (آزاده، 1399 فقط به بعد کالبدی – فضایی، سعادتی وقار، 1399 فقط به کیفیت بصری) و یا چند بعد (خواجوی، 1400، فیردوس، 2017، اندرسون و همکاران، 2018) از محیط و تأثیر آن بر سلامت روان شهروندان پرداختهاند، در حالی که پژوهش حاضر سعی کرده است تمامی ابعاد تأثیرگذار محیط بر سلامت روان شهروندان را بررسی و تحلیل کند. بر این اساس، نتایج نشان داد که میان مناطق 6 و 7 در اصفهان از لحاظ کیفیت محیط و تاثیر آن بر سلامت روان شهروندان تفاوت قابل توجهی وجود دارد. بهعنوان نمونه و بر اساس تجزیه و تحلیلهای صورت گرفته کیفیت محیطی منطقه 6 نسبت به منطقه 7 به این دلیل بالاتر است که در منطقه 6، کیفیت ساختوسازهای بهتر، فضای سبز گستردهتر، تجهیزات و تأسیسات بهتر و بیشتر، دسترسی به حملونقل کارآمدتر، کیفیت بصری زیبا و غیره در منطقه مذکور است. همچنین بر اساس یافتههای حاصل از آزمون تی تکنمونهای، سطح سلامت روانی ساکنین دو منطقه بهطرز معنیداری با یکدیگر متفاوت میباشند. بهگونهای که سطح سلامت روانی ساکنین در منطقه 6 با میانگین نمره کیفیت محیطی بالاتر از ساکنین در منطقه 7 بالاتر است.
بر اساس گفتههای قبلی، پیشنهاداتی کلی و توجه به اجرایی بودن آنها برای افزیش کیفیت محیطی مناطق مورد مطالعه (6 و 7) ارائه میشود:
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The present research is descriptive-analytical in nature and method, and applied in terms of purpose. The required information was collected through library and field studies (questionnaires). The statistical population consisted of citizens living in areas 6 and 7 of Isfahan in 2019, equal to 112,416 and 168,732 people (total 281,148 people) and relevant specialists and experts. Through Cochran sampling, 384 people were considered as the sample size, but for reliability, the researcher distributed and collected 408 questionnaires among the citizens. Also, through the two-stage Delphi method, 25 experts were considered for the MicMac questionnaire. To analyze the collected data (researcher-made questionnaires and SCL90 standard), a one-sample t-test was used in the form of SPSS software and also MICMAC software. The results of the one-sample t-test indicate that there is a significant difference between areas 6 and 7 in Isfahan in terms of environmental quality and its impact on the mental health of citizens. The overall average of urban environment quality in Region 6 with a score of 3.68 is higher than in Region 7 with an average of 2.07. Accordingly, functional, semantic and physical quality were obtained in Region 6 with numerical values of 3.69, 3.81 and 3.55, respectively, and in Region 7 with numerical values of 2.51, 2.44 and 1.59, respectively. The environmental quality of Region 6 is higher than in Region 7 because in Region 6, there are better construction quality, more extensive green space, better and more equipment and facilities, more efficient access to transportation, beautiful visual quality, etc. The results of the study showed that among the 17 factors studied, no variable was identified as a determining variable. Also, the variables of the status of urban waste collection and disposal and the status of security cameras were obtained as influential or outcome variables.
کلیدواژهها [English]
توسعه تکنولوژی، رشد صنعتی و زندگی ماشینی، علاوه بر تغییر محیط و روش زندگی انسان، سلامتی انسان و محیط را تحت تاثیر قرار داده است بهگونهای که در عصر حاضر، مشکلات روانی، اضطراب و افسردگی در صدر عوامل مرگ های زودرس قرار میگیرد. بنابراین تأثیر شرایط محیطی بهعنوان بستر فعالیت و زندگی بر انسان اجتنابناپذیر است. لذا هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی تأثیر عوامل محیطی بر سلامت روان شهروندان در دو منطقه 6 و 7 شهر اصفهان میباشد. تحقیق حاض از نظر ماهیت و روش، صورت توصیفی - تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانهای و میدانی (پرسشنامه) گردآوری شد. جامعه آماری را شهروندان ساکن در مناطق 6 و 7 شهر اصفهان در سال 1398 به ترتیب برابر با 112416نفر و 168732 نفر (جمعاً 281148 نفر) و متخصصین و کارشناسان مربوطه تشکیل داد که از طریق نمونهگیری کوکران 384 نفر بهعنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد اما محقق جهت اطمینان، 408 پرسشنامه را در بین شهروندان توزیع و جمعآوری کرد. همچنین به روش دلفی دومرحلهای، 25 نفر از متخصصین برای پرسشنامه میکمک در نظر گرفته شد. جهت تجزیه و تحلیل دادههای گراآوری شده (پرسشنامههای محقق ساخته و استاندارد SCL90) از آزمون تیتکنمونهای در قالب نرمافزار SPSS و همچنین از نرمافزار MICMAC استفاده شده است. نتایج آزمون تی تکنمونهای حاکمی از آن است که میان مناطق 6 و 7 در اصفهان از لحاظ کیفیت محیط و تأثیر آن بر سلامت روان شهروندان تفاوت قابل توجهی وجود دارد. میانگین کلی کیفیت محیط شهری در منطقه 6 با نمره 68/3، نسبت به منطقه 7 با میانگین 07/2 در سطح بالاتری قرار دارد. بر همین اساس، کیفیت عملکردی، معنایی و کالبدی به ترتیب در منطقه 6 با ارزش عددی 69/3، 81/3 و 55/3 و در منطقه 7 به ترتیب با ارزش عددی 51/2، 44/2 و 59/1 بدست آمدند. کیفیت محیطی منطقه 6 نسبت به منطقه 7 به این دلیل بالاتر است که در منطقه 6، کیفیت ساختوسازهای بهتر، فضای سبز گستردهتر، تجهیزات و تاسیسات بهتر و بیشتر، دسترسی به حملونقل کارآمدتر، کیفیت بصری زیبا و... موجود است. نتایج میک مک نشان داد که در بین 17 عامل مورد مطالعه، هیچ متغیری بعنوان متغیر تعیینکننده شناسایی نشد. همچنین متغیرهای وضعیت جمعآوری و دفع زبالههای شهری و وضعیت دوربینهای امنیتی بهعنوان متغیرهای تأثیرپذیر یا نتیجه به دست آمدند.