نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات،تهران،ایران
2 دانشیار گروه شهرسازی و معماری دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات،تهران،ایران
3 استاد گروه شهرسازی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران،تهران،ایران
چکیده
تازه های تحقیق
این پژوهش با هدف تحلیل و ارزیابی ادراک منظر شهری در بافت تاریخی شهر زنجان و تأثیر آن بر سرعت حرکت عابران پیاده انجام شد. مطالعه حاضر، با استفاده از روشهای توصیفی-تحلیلی و پیمایشهای میدانی، به شناسایی مؤلفههای کلیدی ادراکی و بررسی تأثیر آنها بر رفتار عابران پیاده در پنج مسیر اصلی بافت تاریخی زنجان پرداخت. یافتههای این تحقیق نشان میدهد که ادراک منظر شهری در بافت تاریخی زنجان تحت تأثیر شش مؤلفه اصلی قرار دارد: مؤلفه معنایی-ادراکی (شامل هویت مکانی، تعلق، و خوانایی)، مؤلفه زیباییشناختی (شامل جنبههای ذهنی، بصری، عناصر مصنوعی و طبیعی)، مؤلفه عملکردی-فعالیتی (جنبههای فرهنگی و امکان کشف محیط)، مؤلفه توالی فضایی (نظم و هماهنگی رنگ)، مؤلفه پیچیدگی (چشماندازهای قاببندی شده)، و مؤلفه غافلگیری (موانع بصری و تأثیرات نور و سایه). نتایج تحلیلها حاکی از آن است که مؤلفههای معنایی-ادراکی (به ویژه هویت مکانی و تعلق) و مؤلفههای زیباییشناختی (به ویژه جنبههای بصری و عناصر مصنوعی) از اهمیت بسزایی در ارتقای کیفیت ادراک منظر شهری برخوردارند. در مقابل، موانع بصری، آلودگیهای بصری و ... تأثیر منفی بر ادراک فضایی دارند. بررسی سرعت حرکت عابران پیاده نشان داد که سرعت در ساعات مختلف روز و در مکانهای مختلف بافت تاریخی متفاوت است. در ساعات صبح، سرعت حرکت بیشتر است، در حالی که در ساعات بعد از ظهر و شب، سرعت به دلیل انجام فعالیتهای خرید و تفریح کاهش مییابد. فضاهای تاریخی و فرهنگی (مانند سبزه میدان و امامزاده سید ابراهیم) به دلیل افزایش تعامل با محیط، با کاهش سرعت حرکت عابران پیاده همراه هستند. شبیهسازیهای انجام شده با استفاده از مدلها نشان داد که طراحی مناسب، نورپردازی، تنوع فعالیتها، و معماری هماهنگ میتوانند سرعت حرکت را کاهش داده و درک محیط را بهبود بخشند. به طور خاص، فضاهایی مانند سبزه میدان که دارای این ویژگیها هستند، باعث افزایش توقف و تعامل عابران پیاده با محیط میشوند. در مقابل بافت جدید زنجان، بهویژه در مقایسه با بافت تاریخی آن، به نظر میرسد که از هویت مکانی قوی و منسجم برخوردار نیست. این نوع بافتها معمولاً حس تعلق و ارتباط عمیقتری را در ساکنان و بازدیدکنندگان ایجاد نمیکنند. همچنین، در این بافتها کمتر به زیباییهای بصری و عناصر سنتی معماری توجه شده است. در حالی که معماری مدرن غالباً از مواد و طراحیهای جدید استفاده میکند، این ویژگیها ممکن است با الگوهای تاریخی و فرهنگی منطقه همخوانی نداشته باشد. از سوی دیگر، بافت جدید عمدتاً بر کارایی و عملکرد تأکید دارد و به جنبههای فرهنگی و تفریحی کمتر توجه میشود. در این بافتها، توالی فضایی ممکن است یکنواختتر باشد و هماهنگی رنگها و فرمها کمتر مورد توجه قرار گیرد. فضاهای جدید معمولاً بازتر و سادهتر طراحی میشوند، که این امر ممکن است به کاهش پیچیدگی بصری و عدم وجود موانع بصری منجر شود. علاوه بر این، در بافتهای جدید، سرعت حرکت عابران پیاده معمولاً افزایش مییابد، زیرا هدف اصلی تسهیل عبور و مرور سریع است. به طور کلی، بافت تاریخی زنجان بر هویت، زیبایی و تعامل تأکید دارد و سعی در کاهش سرعت حرکت عابران و افزایش لذت از فضا دارد. در مقایسه، بافت جدید بیشتر بر کارایی، سرعت و دسترسی تمرکز میکند و جنبههای هویتی و فرهنگی آن به تدریج کمرنگتر میشود. همانطور که نتایج مطالعات با پژوهش حنایی و همکاران (2021) مبنی بر تاثیر عناصر معماری مانند درختان، تابلوهای تبلیغاتی، بصری و تنوع عملکردی در ادراک محیط و کاهش سرعت حرکت عابران، صابری و همکاران (1403) بر تاثیر شاخصهای حس مکان و هویت بر رفتار شهروندان، حسینیمند و همکاران (1399) بر قابلیت دسترسی و نسهیلات محیط، نصیری هنده خاله و همکاران (1403) بر تاثیر متغیرهای ادراکی-شناختی بر رفتار مسئولانه زیستمحیطی شهروندان، نامی و همکاران (2016) بر تاثیر منفی تمایز رنگها و آلودگی بصری به ویژه در تقاطع شبکه معابر، شریف کاظمی و حسینپور (2021) بر ترکیب رنگ، خوانایی، انسجام فیزیکی در ارتقاء کیفیت زیباییشناختی و ادراک فضاها،سالسدو و باکا[1] (2021) بر اهمیت ابعاد فیزیکی و چشمانداز فرهنگی در بافتهای تاریخی، اسپک[2] (2018) به ارتباط بین تحرک عابران پیاده و کیفیت زیباشناختی، لدوک و همکاران[3] (2010) و واسالیکو[4] (2014) نیز بر تأثیر کیفیت بصری محیط و شکل بافت بر ادراک عابران پیاده، ییلماز و کوکوقلو[5] (2024) به اهمیت طراحی عناصر شهری بر اساس تجربیات عابران و الگوهای حرکتی آنها، اوزبیل و همکاران[6] (2019) بر طراحی معابر و تقاطعها با توجه به جریانهای عابران پیاده، لی[7] (2015) به رابطه بین ادراک بصری و سرعت حرکت عابران پیاده، ژانگ و ژانگ[8] (2022) به طبقهبندی و طراحی ساختار شبکههای معابر بر اساس جریان و سرعت عابران، شی و همکاران[9] (2023-2024) بر جذابیت زیباشناختی و اولویتهای ادراک محیطی در شهرهای تاریخی و میراثی و عسکریزاد و هی[10] (2022) نیز بر خوانایی فضا و الگوهای تحرک انسانی در بافتهای تاریخی همسو میباشد. اما به نظر میرسد توجه به سطح دید در ساختارهای فضایی چندسطحی، یک عامل اساسی در الگوهای حرکتی جهت ادراک فضا است. از این رو سطح و دامنه حرکات عابران پیاده میتواند بر ادراک محیط پیرامون تاثیر بسزایی داشته باشد. این یافتهها نشاندهنده اهمیت طراحی شهری هوشمند و توجه به ویژگیهای عابران پیاده در بهبود کیفیت فضاهای عمومی است.
این تحقیق نشان داد که سه لایه اجتماعی بر اساس سرعت حرکت عابران پیاده قابل تشخیص است: لایه عبوری (بدون ادراک قابل توجه)، لایه فعالیتی (ادراک تحت تأثیر فعالیتهای تجاری)، و لایه فرهنگی-تاریخی (کاهش سرعت باعث افزایش درک عناصر معماری و فرهنگی). لایه عبوری، لایهای است که در آن عابران بدون توجه به محیط اطراف خود در حال گذر هستند و ادراکی از فضا ندارند. لایه فعالیتی که در آن رفتار عابران تحت تأثیر فعالیتهای تجاری و خدماتی قرار دارد و به نوعی تعامل بیشتری با محیط برقرار میکنند. لایه فرهنگی-تاریخی که در آن کاهش سرعت عابران به آنها این امکان را میدهد تا عناصر معماری و فرهنگی موجود در فضا را بهتر درک کنند. این تحلیل نشان میدهد که نحوه تعامل عابران با محیط شهری میتواند به شناخت و تجربه آنها از فضاهای مختلف منجر شود و در نهایت تأثیرات اجتماعی و فرهنگی قابلتوجهی را رقم بزند. به طور کلی، این پژوهش نشان داد که طراحی شهری هوشمند و توجه به ویژگیهای عابران پیاده نقش حیاتی در بهبود کیفیت فضاهای عمومی و حفظ هویت فرهنگی و تاریخی شهرها دارد. با توجه به اهمیت ادراک منظر شهری در ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، سرمایهگذاری در طراحی و بهسازی فضاهای عمومی با رویکردی ادراکی، میتواند به ایجاد شهرهایی زیستپذیرتر و جذابتر منجر شود. همچنین به برنامهریزان و طراحان شهری توصیه میشود که در طراحی و بهسازی بافتهای تاریخی، به مؤلفههای کلیدی ادراک منظر شهری توجه ویژهای داشته باشند. ایجاد فضاهایی جذاب و ایمن، کاهش آلودگیهای بصری، بهبود نورپردازی، و افزایش تنوع فعالیتها میتواند به ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش تعامل عابران پیاده با محیط کمک کند.
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
One of the critical parameters for designing walking infrastructure is the walking pace of pedestrians under various conditions. Cities’ historical fabrics serve as valuable cultural heritage and design challenges have always influenced the movement pace of pedestrians. The study method was descriptive-analytical from a typology point of view, and a field survey was used. The study method was descriptive-analytical from a typology point of view, and a field survey was used. Findings showed that aesthetics components, especially at the road leading to the Sabze Meidan pedestrian zone held the highest average rates due to its spatial identity path readability, visual elements, traditional and modern architecture, activity and functional diversity, natural and artificial elements, such as memorial statues, the Grand Mosque, bazaar, and the Sabze Meidan Park, which increased landscape perception because of people’s presence in various hours of the day.
کلیدواژهها [English]
یکی از پارامترهای اساسی در طراحی زیرساختهای پیادهروی، سرعت حرکت عابران پیاده در شرایط گوناگون است. بافتهای تاریخی شهرها بهعنوان میراث فرهنگی ارزشمند همیشه مورد توجه بوده و چالشهای طراحی منظر بر سرعت قدمزدن تأثیرگذار هستند. بنابراین، این تحقیق به بررسی مؤلفههای ادراک منظر شهری در بافت تاریخی شهر زنجان براساس سرعت حرکت پیاده میپردازد.
روش تحقیق در این پژوهش توصیفی-تحلیلی و بر پایه پیمایش میدانی است. از میان 384 نفر با سطح خطای05/0 درصد و با استفاده از فرمول کوکران، نمونهگیری تصادفی ساده صورت گرفت. برای شناسایی مؤلفههای ادراکی افراد پیاده، آزمون آماری میانگین در نرمافزار SPSS استفاده شد. همچنین برای سنجش سرعت حرکت عابران با توجه به منظر محیط و فعالیتها، از تحلیلهای کریجینگ و وزن فاصله معکوس در نرمافزار ArcGIS بهره گرفته شد.
نتایج نشان داد عوامل زیباشناختی، به ویژه در مسیر منتهی به پیادهراه سبزه میدان، به خاطر هویت مکانی، خوانایی مسیر، عناصر بصری و معماری سنتی و مدرن، تنوع فعالیتی و وجود عناصر طبیعی و مصنوعی مانند مجسمههای یادبود، مسجد جامع، بازار و پارک سبزهمیدان بالاترین میانگین را دارند و ادراک منظر را با حضور افراد در ساعات مختلف روز افزایش میدهند. همچنین، نتایج مدلهای شبیهسازی و توزیع فضایی نشان داد که توزیع فضایی ناشی از حرکت و سرعت عابران در مسیرهای منتهی به پیادهراه سبزهمیدان به صورت خوشهای بوده و طراحی مناسب، روشنایی مسیر، تنوع فعالیتی، معماری سنتی و مدرن سبب کاهش سرعت و افزایش درک محیط میشوند. با این رویکرد، توجه به مؤلفههای زیباییشناختی مانند عناصر معماری، بصری و تنوع عملکردی به وضوح و هویت فضاهای شهری کمک زیادی میکنند.