نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
تازه های تحقیق
پژوهش هدف این مطالعه، شناسایی مهمترین موانع و مشکلات پیشروی راهاندازی کسب و کارهای کوچک با جذب سرمایهها و سرمایهگذاران جهت تنوع بخشی به اقتصاد روستاهای شهرستان مریوان بود. در این راستا سوالاتی مطرح گردیدند که یافتهها به شرح ذیل میباشد؛
سوال اول پژوهش: مهمترین موانع و مشکلات پیش روی جذب سرمایههای مالی و ورود سرمایهگذاران در کسبوکارهای روستاهای منطقه در راستای تنوع بخشی اقتصادی، کدامند؟ به منظور پاسخگویی به این سوال پژوهش، در ابتدا با انجام مصاحبههای کیفی و سپس کدگذاری آنها موانع و مشکلات جذب سرمایه کسبوکارهای خرد روستایی در منطقه شناسایی و سپس با آزمون تحلیل عاملی، مورد تایید و تعمیم قرارگرفتند. نتایج هم راستا با پژوهشهای رستمعلی زاده و حسینی (1398)، شریفی مرجقل، مرادی و ابراهیمپور (1400) و ملکی، گلپرور و ظریفیان (1396) نشان دادند که سه عامل اصلی ضعف سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امنیتی؛ ضعف قوانین و حمایتها و کمبود سرمایههای مالی؛ و ضعف در سرمایههای اجتماعی و انسانی، مهمترین موانع و چالشهای پیشروی جذب سرمایه و ورود سرمایهگذاران جهت راه اندازی کسب و کارهای خرد و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه میباشد. این یافتهها نشان میدهند؛ محیط کسبوکار منطقه که در برگیرنده شرایط اقتصادی، اجتماعی، محیط طبیعی و مدیریتی است، دارای چالشهای فراوانی است که نتیجه آن تداوم اقتصاد تک محصولی و فقدان تنوع بخشی به اقتصاد روستاهای منطقه و عدم سرمایهگذاری بخش خصوصی میباشد. در واقع؛ محیط کسبوکار منطقه به نحوی نیست که سرمایهگذاران چه سرمایهگذاران شهری و برون منطقه و چه خود روستاییان منطقه ریسک سرمایهگذاری را بپذیرند و اقدام به راهاندازی کسبوکارهای خرد و نوپا نمایند.
ضعف سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امنیتی، بیشترین اهمیت را به واسطه دارا بودن بیشترین شاخص تجمع یافته و مقدار ویژه، در شکلگیری وضعیت نامطلوب موجود، یعنی عدم جذب سرمایهها و تک محصولی و سنتی بودن اقتصاد منطقه به دلیل فقدان کسبوکارهای خرد، در عرصههای مختلف و توانمندیهایشان میباشد. در این منطقه مرزی، دیدگاه مدیریتی، تهدید محوارنه بوده و این امر موجب انسداد شدید مرزها و ایجاد جوی انتظامی میگردد که برآیند این امر نیز، عدم اطمینان روانی سرمایهگذارن، جهت سرمایهگذاری خواهد بود. این در حالی است که با توجه به بازار مصرف اقلیم کردستان عراق و هم پیوندی بسیار میان روستاییان این منطقه با آنها میشد که از این پتانسیل به نحوی بسیار مطلوب در راستای تقویت قدرت سرمایهگذاری مردم محلی با افزایش درآمدهایشان از تجارت مرزی و نیز، جذب سرمایهگذاران از اقلیم کردستان عراق اقدام نمود که این امر، بایستی با برنامهریزی و سیاستگذاری و مدیریتی فرصت محورانه در این منطقه مرزی حاصل گردد. بواقع، ضعف سیاستگذاری و برنامهریزی در منطقه سبب شده است تا در وهله اول، زمینهها و زیرساختهای لازم چه در عرصه قوانین و برنامههای عملیاتی و چه در عرصه زیرساختی و امکانات مورد نیاز، در سطح روستاهای منطقه وجود نداشته باشند که برآیند این امر، مهاجرتهای گسترده روستاییان و عدم تمایل سرمایهگذاران جهت سرمایهگذاری و در مجموع نامناسب بودن فضای کسب و کار خواهد بود
در میان متغیرهای شناسایی شده در هر عامل نیز، با توجه به میانگینهای حاصله از اتفاقنظر و پاسخگویی جامعه آماری پژوهش، میتوان پیبرد که به ترتیب، متغیرهای فقدان طرح و برنامه تنوعبخشی اقتصادی، عدم دیدگاه آیندهنگری و پایداری توسعه در میان مدیران توسعهای، عدم انجام طرحهای اولیه شناسایی زمینهها و قابلیتهای تنوعبخشی تا سطح پروژههای اجرایی با محاسبه هزینه و فایده برای جذب سرمایهگذار و آشفتگی اقتصادی با بیشترین موافقت از سوی جامعه آماری و دارا بودن بیشترین اثرگذاری به عنوان مانع در راستای تنوعبخشی به اقتصاد منطقه و جذب سرمایهها برخوردار هستند. همانطور که ملاحظه میگردد؛ این متغیرها، عموما متغیرهایی هستند که از سطوح مدیریتی محلی و منطقه تا سطح کلان مدیریتی و توسعه روستایی را شامل میشوند که این امر، یادآور اهمیت مدیریت مطلوب و اثرگذار در حرکت روستاها به سمت توسعه میباشد چرا که نهادهای دولتی متولیان اصلی توسعه روستایی در کشور در غیاب بخش خصوصی فعال و سازمانهای مردم نهاد میباشند.
سوال دوم: موثرترین مانع پیشروی موفقیت و نتیجه بخش بودن سرمایهگذاریها و جذب سرمایهها، در راستای تنوع بخشی اقتصادی منطقه کدامند؟ یافتههای حاصل از آزمون تحلیل مسیر، در تضاد با پژوهشهای دهقانی و همکاران (1396) و فغوری و زراعت کیش (1395) نشان داد که عامل ضعف سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امنیتی با دارا بودن بیشترین اثرات مستقیم، غیرمستقیم و بارکلی، بیشترین تاثیر را بر شکلگیری وضعیت نامطلوب فضای کسب و کار منطقه در راستای حرکت به سمت تنوعبخشی و جذب سرمایهها و در واقع موفقیت و نتیجه بخش بودن سرمایهگذاریها دارا است. این عامل، علاوه بر اثرگذاری مستقیم، به صورت غیرمستقیم نیز، با کاهش مطلوبیت وضعیت دو عامل دیگر، یعنی ضعف قوانین و حمایتها و کمبود سرمایههای مالی؛ و ضعف در سرمایههای اجتماعی و انسانی، افزاینده موانع و مشکلات جذب سرمایه و موفقیت و نتیجه بخش بودن سرمایهگذاری در راستای راهاندازی کسب و کارهای خرد بوده است. بررسی مسیرهای ارتباطی نشان میدهد که در بین دو عامل دیگر نیز، ضعف قوانین و حمایتها و کمبود سرمایههای مالی، دارای اثرگذاری مستقیمی بر ضعف سرمایه-های اجتماعی و انسانی در منطقه میباشد. در این ارتباط میتوان بیان کرد که مردم محلی و روستاییان به دلیل وابستگی زیاد به دولت و تلقی کردن دولت به عنوان تنها نجات دهنده دارای اتکای فراوانی به برنامههای دولتی و اقدامات آنها هستند و چنانچه این برنامهها و اقدامات به درستی و مطلوبیت اجرا گردند، محیط اجتماعی و فرهنگی روستاها نیز، بهبود مییابد در غیر اینصورت بایستی؛ همانند وضعیت فعلی، شاهد ضعفهای متعددی در عرصههای اجتماعی و مهارتی در میان روستاییان باشیم که مطمینا؛ اثرگذاری سرمایهگذاریها و تداوم و موفقیت کسبوکارها را باچالشهای فراوان روبرو میسازد.
سوال سوم: از لحاظ فضایی، آیا تفاوت معنیداری میان امکان موفقیت و نتیجه بخشبودن سرمایهگذاریها در منطقه مورد مطالعه وجود دارد؟
جهت پاسخگویی به این سوال، سطح مورد مطالعه به دهستانهای شهرستان تغییر یافت و با پاسخهای جامعه آماری و تجزیه و تحلیل آنها با بهرهگیری از ابزارهای آمارهای فضایی، هم راستا با پژوهش حاجیلو (2022) مشخص گردید که امکان موفقیت سرمایهگذاری در میان دهستانهای شهرستان، دارای تفاوت معنیداری است و در این بین، دهستانهای خاوومیرآباد، زریوار و سرکل در یک طبقه با عنوان ریسک سرمایهگذاری متوسط(موفقیت سرمایهگذاری متوسط)، کوماسی و گلچیدر در طبقه ریسک سرمایهگذاری زیاد (موفقیت سرمایهگذاری کم) و دهستان سرشیو با ریسک سرمایهگذاری بسیار زیاد (موفقیت سرمایهگذاری خیلی کم) جای گرفتند. در این ارتباط؛ بایستی عنوان نمود که به دلیل تفاوت فضایی وضعیت کیفیت زندگی و توانمندیهای اقتصادی که در سطح دهستانهای شهرستان که نواحی مرزی یعنی غرب شهرستان را مطلوبتر از نواحی شرق و دورتر از مرز نموده است (به ویژه زراعت، قاچاق کالا و بازارچه مرزی) و از سویی دیگر نیز، مهاجرت گسترده دهستانهای شرقی به شهر مریوان (سرشیو، گلچیدر و کوماسی) و همچنین؛ نزدیکی به مرکز که در نظام مدیریتی تمرکزای منطقه به دلیل جمعیت بیشتر با تخصیص خدمات و امکانات بیشتر نیز، مواجه میگردد، دهستانهای دورتر از مرز و مرکز در سطح شهرستان با ضعف خدمات، امکانات و نظارت نهادهای دولتی همراه شدهاند که در نتیجه این امر نیز، ریسک سرمایهگذاریها افزایش یافته و موفقیت آنها را نسبت به دهستانهای مرکزی و مرزی که با سرمایهگذاریها و حمایتهای مطلوبی از سوی نهادهای دولتی همراه هستند، کاهش میدهند. بایستی پذیرفت که به صورت بالقوه، نزدیک بودن به مرز بینالمللی و مرکز(شهر مریوان) عاملهای مهمی در جذب انگیزه سرمایهگذار و موفقیت سرمایهگذاری محسوب میشوند.
در نهایت؛ بایستی عنوان شود که مسیر توسعه پایدار منطقه از محیط کسبوکار مطلوب آن مبتنی بر کسبوکارهای خرد میگذرد، یعنی کسب و کارهایی که خانوادگی و کوچک مقیاس بوده و حاصل از فعالیتهای مختلف متناسب با توانمندیهای روستاها مییاشند، بر این اساس موارد ذیل پیشنهاد میگردد:
آموزشهای کاربردی با هدف ایجاد فرهنگ تولید و خوداشتغالی:
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This applied research aims to identify the key barriers to investment in the diverse capacities of rural areas in Marivan County and to contribute to the diversification of the local economy through capital attraction. Conducted in 2024 using a descriptive-analytical approach, the study collected data through documentary methods in the theoretical section and survey methods—including semi-structured interviews and questionnaires—in the empirical section. Initially, qualitative interviews were conducted to explore the challenges hindering investment and the establishment of small-scale businesses in the region. The identified barriers were then quantified and validated through a questionnaire distributed among 100 purposively selected individuals, including local experts, specialists, government officials, and small business owners in the rural areas of Marivan. Data analysis was carried out using factor analysis, spatial statistical tools, path analysis, and grounded theory techniques. The findings revealed three primary barriers: weaknesses in policy-making, planning, and security management (factor loading = 15.8; variance explained = 28.8%); inadequate legal frameworks, lack of supportive mechanisms, and limited financial capital (eigenvalue = 14.3; variance explained = 26%); and deficiencies in social and human capital (eigenvalue = 8.6; variance explained = 15.6%). Among these, poor policy-making, planning, and security management had the greatest impact on the effectiveness of investment initiatives. Furthermore, the rural districts of Sarshiv, Kowasi, and Golchidar were identified as areas with the highest investment risk
کلیدواژهها [English]
پژوهش کاربردی حاضر با هدف شناسایی موانع مؤثر بر سرمایهگذاری در توانمندیهای متنوع روستاهای شهرستان مریوان و تلاش در جهت تنوعبخشی به اقتصاد این مناطق از طریق جذب سرمایه انجام گرفته است. این مطالعه در سال۱۴۰۳ و با رویکرد توصیفی– تحلیلی صورت پذیرفته است. دادههای مورد نیاز در بخش نظری به روش اسنادی و در بخش میدانی از طریق پیمایش، مبتنی بر مصاحبه و توزیع پرسشنامه گردآوری شدهاند. بر این مبنا؛ در ابتدا با انجام مصاحبههایی نیمهساختارمند، موانع و مشکلات پیشروی جذب سرمایهها در راستای تنوعبخشی و راهاندازی کسب و کارها در منطقه شناسایی و سپس، با توزیع پرسشنامه، جهت کمیسازی و تعمیم این یافتهها در میان 100 نفر از آگاهان و متخصصان، مدیران و مسئولین و صاحبان کسب و کارهای خرد در منطقه مورد مطالعه (روستاهای شهرستان مریوان) که به روش هدفمند انتخاب شدند، موانع شناسایی شده به تایید رسیدند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده آزمون تحلیل عاملی، ابزارهای آمار فضایی، تحلیل مسیر و تکنیک تئوری بنیادی انجام گرفته است، در نهایت؛ نتایج نشان داد که سه عامل اصلی ضعف سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امنیتی با بار عاملی برابر 8/15 و تبیین 8/28 درصد واریانسها؛ ضعف قوانین و حمایتها و کمبود سرمایههای مالی با مقدار ویژه برابر 3/14 و تبیین 26 درصد واریانسها؛ و ضعف در سرمایههای اجتماعی و انسانی با مقدار ویژه برابر 6/8 و تبیین 6/15 درصد واریانسها، مهمترین موانع و چالشهای پیشروی جذب سرمایه و ورود سرمایهگذاران جهت راه اندازی کسب و کارهای خرد و تنوع بخشی به اقتصاد منطقه میباشند. همچنین، مانع ضعف سیاستگذاری، برنامهریزی و مدیریت امنیتی، بیشترین تاثیر را در نتیجه بخش بودن سرمایهگذاریها در منطقه دارا بوده و در بین دهستانهای شهرستان مریوان، دهستانهای سرشیو، کوماسی و گلچیدر دارای بیشترین ریسک سرمایهگذاری هستند .با توجه به نتایج این پژوهش، توصیه سیاسی این است که سیاستگذاران و مدیران ارشد ملی و منطقهای، با اولویت قرار دادن ارتقای مدیریت امنیتی، بازنگری در سیاستگذاریهای توسعه روستایی و اصلاح قوانین حمایتی، زمینه را برای جذب سرمایه و راهاندازی کسبوکارهای خرد در روستاهای شهرستان مریوان فراهم نمایند. اتخاذ چنین رویکردی میتواند نقش مؤثری در کاهش ریسک سرمایهگذاری، افزایش اعتماد سرمایهگذاران و در نهایت، تنوعبخشی به اقتصاد روستایی منطقه ایفا کند.