نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسندگان
1 گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری. دانشکده علوم اجتماعی. محقق اردبیلی. اردبیل ایران
2 استاد، گرو جغرافیا و برنامه ریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
3 گروه آموزشی مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی اردبیل،ایران
4 دانشجوی کارشناسی فوریت پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران. ایران
چکیده
تازه های تحقیق
محیط انسان را احاطه کرده است و تأثیرات خود را بر انسان تحمیل میکند. انسان همواره در حال کنش متقابل با محیط فیزیکی خود میباشد و بر آن تأثیر میگذارد. انسان موجودی اجتماعی است و زندگی او باید به صورت اجتماع و دسته جمعی باشد، زیرا نیازمندیهای انسان ایجاب میکند که با همکاری سایر همنوعان خود به رفع آنها بپردازد. هر فردی عهدهدار کاری شود و هر گروهی مشکلی را حل کند تا زندگی برای همه سعادت بخش و دلپذیر شود. ولی این روزها به رغم پیشرفت دانش و افزایش امکانات رفاهی بشر، شاهد آن هستیم که انسان امروزی روز به روز تنهاتر میشود و بنا به نظریه فرام برای رهایی از این تنهایی راهی ندارد جز بازگشت به دامان طبیعت. آسیبشناسان و متفکران، در خصوص تبعات حاصل از پیشرفت، عوامل بیشماری را شناسایی کردهاند، اما آنچه این روزها بیشتر به چشم میخورد عدم تعادل و ناهنجاریهای سلامت عمومی جامعه به خصوص سلامت روانی افراد جامعه و درگیری گروههای سنی مختلف جامعه با آن است.
بررسی مطالعات پیشین و ادبیات تحقیق نشان از آن دارد که در راستای بهبود سلامت روان جمعیت شهرنشین، محیط ساخته شده شامل محیط زندگی، محیط فعالیت و کار نقش بسیار بالایی دارد. همانگونه که تشریح شد، یکی از اجزای محیط کالبدی، مساکن شهری است. در واقع مسکن نامناسب عامل موثری در پیدایش افسردگی و اختلالات روانی، شخصیتی و همچنین کاهش مقاومت فرد در برابر مشکلات است. هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین سلامت روان با کیفیت محیط مسکونی و همچنین عوامل موثر بر بیماران مغز و اعصاب و روان در محیطهای مسکونی میباشد براساس نتایج مستخرج از پژوهش و نظرات پاسخگویان میانگین رضایت از کیفیت واحدهای مسکونی در محدوده مورد مطالعه کمتر از میانگین تجربی (3) میباشد که نشاندهنده تأثیر کیفیت محیط مسکونی بر سلامت روانی بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل میباشد و نتایج حاصل از آزمون t- test نشان میدهد بیشترین فراوانی در بین گویهها به (میزان نورکافی با میانگین 11/3) و کمترین فراوانی به (تفکیک فضای بازی کودکان و پارکینگ با میانگین 14/2) اختصاص داده شده است.
براساس یافتههای پژوهش پراکنش فضایی بیماری مغز و اعصاب و روان در بافت فرسوده شهر اردبیل نشان میدهد که در محلههایی که دارای بافت فرسوده میباشد تجمع بیماری در آن مناطق نسبت به سایر مناطق بیشتر میباشد و تأثیر کیفیت مسکن بر سلامت روحی و روانی بیماران تأثیرگذار بوده است و در پاسخ به سوال پژوهش میتوان گفت بین کیفیت محیط مسکونی و سلامت روان بیماران رابطه معناداری وجود دارد. همچنین براساس نتایج آزمون پیرسون همبستگی مثبت و معناداری بین متغیرهای کیفیت محیط مسکونی و سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان وجود دارد. میتوان گفت بین کیفیت محیط مسکونی با سلامت روان ارتباط معناداری وجود دارد. براساس نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی و نظر پاسخدهندگان پژوهش عواملی که باعث تأثیر کیفیت مسکن بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان میباشد عبارتند از: میزان تراکم مسکن در محله، وجود فضاهای باز و سبز در محله، وجود حیاط مستقل، رضایت از تعداد اتاق در منزل مسکونی و همچنین اجزای نمای ساختمانها بیشترین تأثیر را بر سلامت روان افراد مورد مطالعه داشته است. که اگر این عوامل کمی و کیفی در ساخت مسکن مورد مطالعه قرار گیرد میتواند در سلامت روان افراد تأثیر مثبت داشته باشد. همانطور که در نتایج نشان داده شد تأثیر وجود عناصر طبیعی و حیات مستقل در محیطهای مسکونی، باعث افزایش در شاخصهای سلامت روان، شادکامی و بهزیستی میشود. با استفاده از شاخصهای زیست محیطی در ساختمانها میتوان از ضریب سطوح سخت کاست و شاخصهای روانشناسی محیط را افزایش داد. نتایج پژوهش حاضر با نتایج تحقیق سعیدی قهه و همکاران که در پژوهشی به این نتیجه رسیده است که ویژگیهای محیط ساخته شده مسکونی در بسیاری از جنبهها با افسردگی مرتبط است و توجه به آن برای ارتقای سلامت روان (کاهش افسردگی) ساکنین محیطهای مسکونی ضروری است منطبق میباشد و با نتایج پژوهش چارلز اوچودو و همکاران که عواملی همچون پوشش گیاهی، تراکم واحدهای مسکونی، وضعیت روشنایی خیابان و کیفیت مسکن، سلامت روان مردان و زنان را تحت تأثیر قرار میدهند گانگ و همکاران (2016) با مطالعه سایر پژوهشها به این نتیجه رسیدند که دسترسی به فضای سبز، اختلاط کاربریها، ترافیک، فعالیتهای صنعتی و دسترسی به مسکن مناسب ارتباط قابل توجهی با سلامت روانی دارند همچنین با نتایج یافتههای هو و همکاران در سال 2017 ؛ شائو و همکاران (2018) همسو میباشد.
پیشنهادات پژوهش
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
The purpose of the present study is to evaluate the factors affecting the vulnerability of brain, nerve and mental patients in the residential environments of Ardabil city.The current research is applied in terms of purpose and descriptive-analytical in terms of method. The information required in this survey has been collected through field and documentary methods. The statistical population of the research corresponds to neuropsychiatric patients in Ardabil city. For data analysis, SPSS and GIS software and one-sample T-tests, Pearson correlation and exploratory factor analysis were used to answer the research questions.Spatial distribution of brain, nervous and mental diseases in the worn-out fabric of Ardabil city shows that in the neighborhoods that have worn-out fabric, the accumulation of disease in those areas is more than in other areas, and the impact of housing quality on the mental health of patients Also, based on the Pearson test results, there is a positive and significant correlation between the quality variables of the residential environment and the mental health of neuropsychiatric patients. Also, based on the results of the exploratory factor analysis, the factors that affect the quality of housing on the mental health of neuropsychiatric patients are: the density of housing in the neighborhood, the presence of open and green spaces in the neighborhood, the presence of an independent courtyard, satisfaction with the number of rooms In the residential house as well as the facade components of the buildings, it has had the greatest impact on the mental health of the studied people.Based on the opinions of the respondents, the quality of the residential environment in Ardabil city affects the mental health of patients, so the relationship between housing planning specialists and environmental psychologists should be strengthened in order to control the negative impact of the residential environment on mental health indicators
کلیدواژهها [English]
مقدمه و هدف: امروزه مسأله مورد توجه در حوزه مسکن این است که مسکن را از فضایی که کاربرد آن صرفا سکونت است خارج کرده و با برطرف کردن نواقص موجود، به فضایی دست پیدا کنیم که در آن مشکلات به حداقل خود برسد و شاهد زندگی باکیفیت تر همراه با آرامش و سلامت روانی مطلوب، بود. هدف پژوهش حاضر ارزیابی عوامل موثر بر آسیبپذیری سلامت بیماران مغز و اعصاب و روان در محیط های مسکونی شهر اردبیل می باشد.
روششناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی می باشد. اطلاعات مورد نیاز در این بررسی از طریق روشهای میدانی و اسنادی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش منطبق بر بیماران مغز و اعصاب و روان در شهر اردبیل است. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSS وGIS و آزمونهای آماری T تک نمونهای، همبستگی پیرسون و تحلیل عاملی اکتشافی جهت پاسخ به سوالات تحقیق استفاده شده است.
یافتههای پژوهش: پراکنش فضایی بیماری مغز و اعصاب و روان در بافت فرسوده شهر اردبیل نشان میدهد که در محلههایی که دارای بافت فرسوده میباشد تجمع بیماری در آن مناطق نسبت به سایر مناطق بیشتر میباشد و تأثیر کیفیت مسکن بر سلامت روحی و روانی بیماران تأثیرگذار بوده است همچنین براساس نتایج آزمون پیرسون همبستگی مثبت و معناداری بین متغیرهای کیفیت محیط مسکونی و سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان وجود دارد. همچنین براساس نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی عواملی که باعث تأثیر کیفیت مسکن بر سلامت روان بیماران مغز و اعصاب و روان میباشد عبارتند از: میزان تراکم مسکن در محله، وجود فضاهای باز و سبز در محله، وجود حیاط مستقل، رضایت از تعداد اتاق در منزل مسکونی و همچنین اجزای نمای ساختمانها بیشترین تأثیر را بر سلامت روان افراد مورد مطالعه داشته است.
نتیجهگیری: براساس نظرات پاسخگویان کیفیت محیط مسکونی در شهر اردبیل بر سلامت روان بیماران تأثیرگذار میباشد در نتیجه باید رابطه میان متخصصان برنامه ریزی مسکن و روانشناسان محیط تقویت گردد تا تأثیر منفی محیط مسکونی بر شاخصهای سلامت روان کنترل شود.