نوع مقاله : مقاله علمی پژوهشی
نویسنده
دانشیار جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
چکیده
تازه های تحقیق
پژوهش حاضر به منظور شناسایی وضعیت فعالیت فقرا و موانع موثر بر توسعه گردشگری رویداد محور حامی فقرا در محور گردشگری تالاب زریوار انجام پذیرفت بر این اساس نیز سوال اصلی پژوهش مبتنی بر این مطلب بود که مهمترین، عوامل موثر بر توسعه گردشگری رویداد محور حامی فقرا در نواحی روستایی محور تالاب زریوار کدامند؟ در این ارتباط، یافتههای پژوهش، 61 متغیر یا مانع اثرگذار را در قالب 4 بعد اصلی ضعف برنامهریزی و سیاستگذاری در توسعه اقتصادی و گردشگری؛ نامناسب بودن فضای کسب و کار؛ مشکلات تخصصی حوزه گردشگری رویداد در محور تالاب زریوار و نارساییهای مرتبط با فقر روستایی منطقه، جای دادند. موانع و مشکلاتی که شناسایی شده اند هم بخش فضای مناسب کسب و کار و هم وضعیت کمی و کیفی زیرمجموعههای سیستم گردشگری منطقه در هر دو بخش عرضه و تقاضا را شامل می شود. بنابراین، نه فضای کسب و کار زمینه را جهت بهرهگیری از فرصتهای بهرهگیری از منافع گردشگری مهیا ساختهاست و نه؛ سیستم گردشگری منطقه نیز از لحاظ کمی و کیفی در سطح رضایت بخشی قرار دارد. همچنین، می توان گفت که در ایجاد مشکلات و چالشهای به وجود آمده هم مدیران و برنامه ریزان و هم مردم محلی نقش آفرینی می کنند و در واقع مردم محلی در کنار مدیران و برنامهریزان به عنوان عاملی مهم در عدم تنوعبخشی به اقتصاد روستاهای منطقه و از بین بردن فقر روستایی، اثرگذار هستند. فقرچندبعدی بر فضای اجتماعی نواحی روستایی محور تالاب زریوار حاکم است. فقر در سطح منطقه مورد مطالعه در قالبی چندبعدی بوده تشکیل گردیده و از منحصر شدن و یا تقلیلگرایی به حوزه کمبود درآمد، خارج گردیده است. شکلگیری فقر چندبعدی در سطح منطقه نشان از تداوم زمانی زیاد نادیده گرفته شدن فقرا و از بین بردن فقر در فضای توسعهای کلان شهرستان دارد. در نواحی روستایی پیرامون تالاب؛ فقردرآمدی، فقر منزلتی، فقر قابلیتی، انزوا و طرد اجتماعی و در نهایت، فقر چندبعدی بر معیشت خانوارها تسلط یافته و به صورت تلهای درآمده که در طول نسلها، میتواند تسلط داشته باشد. فقرای روستایی از بازار گرشگری و جریان توسعه یافتگی منطقه، طرد شده و به انزوا رفته و همین امر منجر به کاهش قدرت و توان آنها جهت بهرهمندی از فرصتهای ایجاد شده حاصل از گردشگری گردیده و افتادن به دیگر عرصههای فقر از جمله فقر قابلیتی و مهارتی گردیده است. در این شرایط، حذف و کاهش آن نیازمند سیاستهای مداخلهای ویژهای است که قدر مسلم؛ گردشگری یکی از مهمترین، راهکارها با توجه به توانهای منطقه میباشد اما ضعفهای شناسایی شده در حوزه گردشگری و فضای کسب و هم موانعی عمده در راستای حرکت در این مسیر خواهند بود. همانطور که مشخص است به لحاظ حوزه عملکرد نارساییهای گردشگری در پایینترین عرصه قرار گرفته و این امر به دلیل وابسته بودن توسعه فعالیتهای گردشگری به فضای اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی پیرامون میباشد.
شکل 12. انواع فقر در سطح منطقه (شکل سمت راست)؛ معضلات گسترش گردشگری رویداد حامی فقرا در نواحی روستایی محور تالاب زریوار (شکل سمت چپ)، منبع: (یافتههای پژوهش، 1403)
همچنین، نتایج آزمون تحلیل مسیر نشان داد که این عامل ضعف در برنامهریزی و سیاستگذاری است که بیشترین تاثیر را در رقم خوردن وضعیت نامناسب موجود داشته است. عامل فقر روستایی به عنوان متغیر وابسته و عاملی که کمترین اثرمستقیم و غیرمستقیم را در عدم حرکت به سمت توسعه گردشگری رویداد محور حامی فقرا را داشت، شناخته شده است. در واقع، عدم اثرگذاری توسعه گردشگری بر بهبود وضعیت اقتصادی معیشت روستاییان موجب گردیده تا گردشگری حامی فقرا در سطح منطق شکل نگیرد و به تناسب آن نیز تحول شاخصهای اجتماعی به ویژه توان گریز از فقر روستاییان به عنوان یک متغیر اصلی تحول اجتماعی شکل نگیرد. نبایستی از یاد برد که در مناطق محرومی همانند منطقه مورد مطالعه، عامل اصلی پذیرش و زنده ماندن و رونق گرفتن هر فعالیتی در ابتدا؛ ایجاد منفعت اقتصادی برای مردم محلی است و فعالیتی که نتواند این اثرگذاری را به صورت گسترده و همه شمول، ایجاد نماید با پذیرش و استقبال مردم محلی روبرو نگردیده و در تحول وضعیت اجتماعی هم، اثرگذاری نخواهد داشت. بنابراین، برای ارتقای سطح کیفیت زندگی فقرای روستایی در منطقه و گسترش و پایهگذاری گردشگری حامی فقرا در ابتدا نیاز به ایجاد منافع اقتصادی حاصل از گردشگری برای فقرای روستایی و لمس و نشت این منافع در میان آنها خواهد بود. بنابراین، تحول اقتصادی، زیربنای تحول اجتماعی و فرهنگی و پایهگذار توانمندسازی روستاییان فقر در این منطقه گردشگری خواهد بود.
در مقایسه نتایج پژوهش حاضر با مطالعات پیشین، همسویی های قابل توجهی در حوزه تأکید بر آموزش، توسعه زیرساختها و نقش مشارکت نهادی در توسعه گردشگری حامی فقرا مشاهده می شود. برای نمونه، یافته های این پژوهش در خصوص ضرورت توانمندسازی فقرا از طریق آموزش مهارتها و افزایش دسترسی به فرصتهای گردشگری، همسو با نتایج ترابی و همکاران (۱۴۰۱)، صادقیها (۱۴۰۱) و ژیانگ لیانگ و همکاران (۲۰۲۰) است که آموزش و حمایت از کسب وکارهای کوچک را به عنوان کلید کاهش فقر معرفی کرده اند. همچنین، تأکید بر لزوم همکاری سه جانبه دولت، جامعه محلی و بخش خصوصی، همانند پژوهش ون و همکاران (۲۰۲۱)، در این مطالعه نیز به عنوان پیش شرط توسعه گردشگری حامی فقرا تأیید شده است. از سوی دیگر، درحالی که مطالعاتی مانند شکربیک و همکاران (۲۰۱۸) و ما و همکاران (۲۰۲۴) بر پیوند مثبت گردشگری با کاهش فقر و حفاظت محیطزیست تأکید دارند، این پژوهش نشان می دهد در منطقه تالاب زریوار، فقدان مکانیسمهای نهادی برای نظارت و توزیع عادلانه منافع، موجب تشدید طرد اجتماعی فقرا و فشار بر محیطزیست شده است؛ تناقضی که ناشی از بی توجهی به بسترهای نهادی و ساختاری در اجرای سیاستهاست. تفاوت کلیدی این پژوهش با پیشینه، در شناسایی فقر چندبعدی به عنوان عامل بازدارنده است، درحالی که بیشتر مطالعات پیشین (مانند احمدشاه، ۲۰۲۲ یا شارما و همکاران، ۲۰۲۱) فقر را صرفاً به ابعاد درآمدی تقلیل داده اند. علاوه بر این، برخلاف پژوهشهای پیشین که موانع را عمدتاً در سطح محلی بررسی کرده ا ند (مانند رضوانی و همکاران، ۱۳۹۷)، این مطالعه با آشکارسازی نقش کلیدی ضعف برنامه ریزی کلان و فضای نامناسب کسب وکار به عنوان ریشه ای ترین موانع، نشان می دهد که حتی در صورت وجود زیرساختها و آموزشهای فردی، نارسایی های ساختاری در سطح ملی و منطقه ای می تواند اثربخشی گردشگری حامی فقرا را به طور کامل خنثی کند. این یافته، گامی نوین در ادبیات موضوع است و شکاف پژوهشی موجود در تحلیل سیستمی موانع توسعه گردشگری فقرمحور را پُر میکند.
در نهایت با توجه به یافته های پژوهش که فقر چندبعدی و موانع ساختاری(ضعف برنامه ریزی کلان، فضای نامناسب کسب وکار، و نارسایی های مدیریتی) را به عنوان چالشهای محوری در توسعه گردشگری حامی فقرا در محور تالاب زریوار شناسایی کرده است، پیشنهادات زیر به صورت ویژه و منطقه محور ار ائه میگردد:
۱. تدوین سند راهبردی گردشگری فقرمحور با محوریت تالاب زریوار
۲. اصلاح فضای کسبوکار با تمرکز بر مزیتهای منحصر به فرد تالاب
۳. توانمندسازی فقرا مبتنی بر ابعاد چندگانه فقر
۴. بازطراحی رویدادهای گردشگری با هویت فرهنگی-زیست محیطی
۵. ایجاد نظام پایش مشارکتی اثرات گردشگری بر فقر
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Tourism events, by promoting rural destinations and aligning with the demands of the profitable tourism market, represent a significant opportunity to alleviate rural poverty, given the proven impact of tourism development. This applied research, conducted using a descriptive-analytical method and data collected through both documentary and survey approaches, aims to identify the barriers hindering the effective participation of the rural poor in the development of event-based tourism in the Zarivar Wetland area. The study adopts a mixed-methods, inductive approach. In the quantitative phase, findings from the qualitative phase—focused on obstacles to the participation of the poor in the region’s tourism market—were validated and generalized. The research population includes a broad spectrum of tourism stakeholders: local tourism actors, private investors, development officials, scholars, and residents. Interviews were conducted purposively in the qualitative phase, while in the quantitative phase, data from local residents were gathered using Cochran’s formula, and purposive sampling was used for other groups. Qualitative data were analyzed through open coding, and quantitative data using Friedman’s path analysis and ranking test. The findings identified 65 influential variables, categorized into four main dimensions: weak planning and policymaking in economic and tourism development; an unfavorable business environment; specialized challenges in event tourism along the Zrivar Wetland axis; and issues related to regional rural poverty. Among these, inadequate planning and policymaking in economic and tourism development emerged as the most significant factor limiting the poor’s participation in event-oriented tourism.
کلیدواژهها [English]
رویدادهای گردشگری به واسطه برجستهسازی مقاصد روستایی و منطبق بودن بر نیاز بازار پرمنفعت گردشگری، فرصتی مهم در زمینه حل فقر روستایی با توجه به اثرگذاری غیرقابل انکاری توسعه گردشگری و فقرزدایی روستایی هستند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی وضعیت فعالیت فقرا و موانع موثر بر توسعه گردشگری رویداد محور حامی فقرا در محور گردشگری تالاب زریوار انجام پذیرفت.در این ارتباط نیز، پژوهش کاربردی حاضر که با روشی توصیفی- تحلیلی و با گردآوری دادهها از دو بخش اسنادی و پیمایشی، صورت گرفته؛ سعی دارد تا موانع و ضعفهای پیشروی حضور موثر فقرای روستایی در منطقه هدف توسعه گردشگری رویداد محور روستایی تالاب زریوار را شناسایی نماید. ماهیت پژوهش، کمی- کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. در بخش کمی، دادههای گردآوری شده از بخش کیفی که مبتنی بر ضعفهای پیشروی حضور موثر فقرا در بازار گردشگری رویداد منطقه میباشند؛ مورد تایید و تعمیم قرار گرفت. جامعه آماری پژوهش، تمامی فعالان صحنه گسترده گردشگری منطقه مبتنی بر فعالان عرصه گردشگری، سرمایهگذاران بخش خصوصی، مسئولین توسعهای، متخصصان علمی و مردم و آگاهان محلی است که به روش هدفمند در بخش کیفی، مورد مصاحبه قرار گرفته و در بخش کمی نیز با بهرهگیری از فرمول کوکران برای مردم محلی و توزیع هدفمند در میان سایر گروههای نامبرده شده، دادهها گردآوری گردیدند. تجزیه و تحلیل دادهها در بخش کیفی با تکنیک کدگذاری باز و در بخش کمی با آزمون تحلیل مسیر و رتبهای فریدمن، انجام گرفتهاست. یافته ها نشان دادند 61 متغیر یا مانع اثرگذار، در قالب 4 بعد اصلی ضعف برنامهریزی و سیاستگذاری در توسعه اقتصادی و گردشگری؛ نامناسب بودن فضای کسب و کار؛ مشکلات تخصصی حوزه گردشگری رویداد در محور تالاب زریوار و نارساییهای مرتبط با فقر روستایی منطقه، به عنوان موانع کلیدی موثر بر عدم تحقق توسعه گردشگری رویداد محور حامی فقرا شناخته شدند. همچنین، ضعف برنامهریزی و سیاستگذاری در توسعه اقتصادی و گردشگری به عنوان موثرترین عامل در رقم خوردن وضعیت نامناسب حضور فقرا در بازار گردشگری رویداد محور منطقه شناخته شد.